شاهزاده ی کوچک من

خرید بک لینک
احساس درک نشدن دارم . اینجا میون این هزار توی راه و بیراه ، اینجا که غریبم و آشنا . اینجا که دلتنگم و پابند . احساس درک نشدن دارم . احساس پذیرفته نشدن . احساس خسته بودن. احساس دلتنگ بودن و دلگیر بودن و درک نشدن . و کافی نبودن . و کافی نبودن و کافی نبودن و کافی نبودن ... نه چندان شوری هست نه شوقی . منطق هست و آرامشی که گرفته میشه و بخشیده میشه . احساس درک نشدن دارم . و کافی نبودن . و خسته بودن و دلتنگ بودن . و تنها بودن . و هی فکر و فکر و فکر و بال و پر زدن میون دریا . میون بودن و نبودن . نیست و هست ... + بیا دوباره پا به پام تو کوچه ها قدم بزن. + شب سردی است ، و من افسرده راه دوری است ، و پایی خسته تیرگی هست و چراغی مرده می کنم ، تنها ، از جاده عبور دور ماندند ز من آدم ها سایه ای از سر دیوار گذشت غمی افزود مرا بر غم ها فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر ، سحر نزدیک است. هر دم این بانگ برآرم از دل : وای ، این شب چقدر تاریک است ! خنده ای که به دل انگیزم؟ قطره ای کو که به دریا ریزم؟ صخره ای کو که بدان آویزم؟ مثل این است که شب نمناک است دیگران را هم غم هست به دل غم من ، لیک ، غمی نمناک است ... شاهزاده ی کوچک من...

ما را در سایت شاهزاده ی کوچک من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 74 تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 14:01

دارم فکر می کنم باید قدرت رو خیلی بدونم . دیگه کی می تونه بیشتر از تو من رو همین جوری که هستم ، ببینه ، بدونه ... و دوست داشته باشه . تو تمام این دنیای خاکی . فکر می کردم کی دیگه هست مث تو . که همیشه باشه . که هر بار دلم بخواد باش حرف بزنم و تیک دوم پیام هاش زودی سبز شه برای تمام حرف ها و سکوت هام ... فکرم رفت سمت تمام لحظه هایی که هزار جور نقاب زدم به روحم و پوشوندم تو رو در قعر عمیق ترین گوشه های قلبم . زندونیت کردم و تنهات گذاشتم و هنوز باز هم هستی. با اینهمه نامهربونی من ، اینهمه که تنهات گذاشتم و نگات نکردم و نشنیده گرفتمت ، همیشه ترین بودی کنارم و یارترین بودی برای تمام لحظه هام . برای تمام غریبگی هام و دلتنگی هام . رفیق ترین . دخترک مهربونم . عزیز دلم . ببخش که گاهی نگات نمی کنم . که فرار می کنم ازت . که بی حواس میشم و کولی وار راهی ناکجا آباد های دور از رویا . ببخش که هنوز هیچی بلد نیستم از مهر ... که انسان ظلوما جهولا بوده از تا به ابد ... میدونم دل کوچیک تو ، پروانه تر از اینه که با این سردی ِ بی آغوش و پناه دووم بیاره ... برای امن تکیه گاه دلت ، برای دلتنگی های نگفته و نخونده ت . و برای تمام رویاهایی که ساده رنگ بخشیدی بهشون تو این عمق بی رنگی ... باس بلد شم بیشتر دوست داشتنت رو .. 3> + به هوای کدوم آغوش ، کدوم آسمون ، کدوم رویا تو این دنیای آشوب ِ هزار رنگ باید شاهزاده ی کوچک من...

ما را در سایت شاهزاده ی کوچک من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 14:01

صفحه بندی